تبلیغات
طنز و خنده - داستان

طنز و خنده
 
خنده بر هر دردی دواست ....

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط mohammad reza
پیر مرد نارنجی پوش در حالی که کودک را در آغوش داشت به سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت:

خواهش میکنم به داد این بچه برسید...بچه ماشین بهش زد و فرار کرد

پرستار: این بچه نیاز به عمل داره، باید پولشو پرداخت کنید.

پیر مرد: اما من پولی ندارم و پدر و مادر این بچه رو هم نمیشناسم. خواهش میکنم عملش کنید.من پولو تا شب براتون میارم

پرستار:با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید

اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بندازه گفت:این قانون این بیمارستانه.باید پول قبل از عمل پرداخت بشه

.....صبح روز بعد همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروزش می اندیشید........






.: Weblog Themes By Pichak :.


دریافت کد دانستنیها دریافت کد دانستنیها

دریافت کد تغییر شکل موس

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • اخبار | خرید اینترنتی | ماه موزیک